السيد الطباطبائي

251

مجموعه رسائل ( فارسى )

خود را در اثر آميزش با اقوام ديگر از دست نداده بودند ) ، در بلاغت و سخنورى به جايى رسيده بودند كه نظير آن در ميان هيچ قوم و نژادى - اعم از پيشينيان و پسينيان - ديده نشده است ؛ و نيز مىتوان گفت كه آنان در بلاغت و اسلوب بديع ، و گيرايى بيان و شيوايى سخن ، به چنان درجه‌اى از كمال دست يافته بودند كه به هيچ وجه براى ديگر اقوام ممكن نبود . بنابراين ، قرآن كريم بدان چه كه ممكن بود غرور مخصوص اعراب را برانگيزد و آتش غيرت و عصبيت را در نهادشان شعله‌ور سازد و سرانجام ، آنان را به مقابله و مبارزه وادارد ، دست زد . مدت بسيارى گذشت ، ولى اعراب نتوانستند پاسخى ابراز كنند . سرانجام در نهايت عجز و ناتوانى ميدان را خالى كرده فرار را بر قرار ترجيح دادند و عقب نشينى كردند . قابل ذكر است كه تحدى و دعوت به مقابله در برابر فصاحت و بلاغت قرآن يك بار و دوبار نبود ، بلكه در مدتى طولانى و به طور پياپى انجام پذيرفت . در طول اين مدت اعراب نه تنها براى تسكين حميت و غيرت خود قادر به انجام هيچ كارى نبودند ؛ بلكه در برابر تحدىهاى قرآن ، راهى جز عقب نشينى و ابراز ناتوانى انتخاب نكردند ، و واكنشى جز شانه خالى كردن و خود را پنهان داشتن از خود نشان ندادند ؛ چنان كه قرآن كريم در اين باره مىفرمايد : « بدانيد آن گاه كه مخالفان سرهاى خود را به هم نزديك مىكنند و سينه‌ها را به عقب مىدهند ، تا خود را از او [ پيامبر ] پنهان دارند ؛ بدانيد آن‌گاه كه جامه‌هاى خود را بر سر مىكشند ؛ خدا از درون و برون آنان آگاه و باخبر است . . . . » « 1 » گذشته از مدت 23 سال ، زمان نزول قرآن ، در مدت چهارده قرن تمام كه از پيدايش كتاب خدا مىگذرد ، اين تحدىها هم‌چنان به قوّت خود باقى بوده است ، و كسى نتوانسته حتى يك سوره نظير آن را بياورد ، و يا لااقل ، در خود چنين قدرتى را احساس كند . كسانى هم كه بدين فكر افتاده‌اند ، نتيجه‌اى جز شكست و رسوايى

--> ( 1 ) . هود ، آيه 5 . .